کتاب فعالیت ها و راهبردهای تقویت انشا و جمله نویسی KDS-002
- دستهبندی : کودک و نوجوان | کتاب و محصولات آموزشی
- کد: 4801504
اطلاعات کتاب
- نام محصول: کتاب فعالیت ها و راهبردهای تقویت انشا و جمله نویسی
- نام محصول به انگلیسی: activities and strategies to strengthen essay and sentence writing
- مولف: دکتر آزیتا محمودپور
- دسته بندی: کتاب و لوازم آموزشی کودک و نوجوان
- نوبت چاپ : چهارم
- ناشر: انتشارات مدرسه برهان
- جلد: شومیز براق
- تعداد صفحه: 92
- ابعاد: 28 × 21 سانتیمتر
- وزن: 250 گرم
- قطع: رحلی
فعالیتها و راهبردهای تقویت انشا و جملهنویسی
راهنمای علمی و کاربردی برای رشد زبان، جملهسازی و بیان نوشتاری کودکان
مقدمه
نوشتن فقط قرار دادن چند کلمه کنار یکدیگر روی کاغذ نیست. وقتی کودک میخواهد یک جمله بنویسد، باید ابتدا فکر کند، واژه مناسب را پیدا کند، ارتباط میان واژهها را در ذهن خود سازمان دهد، منظورش را مشخص کند و سپس آن را در قالب نوشتاری بیان کند. وقتی قرار است چند جمله را کنار هم قرار دهد و یک بند یا انشا بنویسد، فرایند پیچیدهتر میشود. کودک باید بتواند موضوع را انتخاب کند، ایدههای خود را سازمان دهد، مطالب مرتبط را کنار هم قرار دهد، ترتیب منطقی ایجاد کند و در پایان نوشته خود را بازبینی کند. بنابراین، ضعف در انشا و جملهنویسی را نمیتوان صرفاً با جملهای مانند «این دانشآموز خوب نمینویسد» توضیح داد. ممکن است کودک:
- واژگان محدودی داشته باشد؛
- معنی برخی واژهها را بهخوبی نداند؛
- در ساخت جمله مشکل داشته باشد؛
- در بیان شفاهی ایدههای خود نیز با دشواری مواجه باشد؛
- نتواند افکارش را سازمان دهد؛
- شروع یک موضوع برایش دشوار باشد؛
- در گسترش یک جمله به چند جمله مشکل داشته باشد؛
- یا ایده داشته باشد اما نتواند آن را به زبان نوشتاری تبدیل کند.
کتاب «فعالیتها و راهبردهای تقویت انشا و جملهنویسی» تألیف دکتر آزیتا محمودپور با تمرکز بر همین مسیر، مجموعهای از فعالیتها و راهبردها را برای تقویت بیان نوشتاری پیشنهاد میکند. در معرفی کتاب، فعالیتهایی مانند آشنایی با واژهها و معانی آنها، ساخت کلمه با حروف، ساخت کلمه جدید، ساخت جمله با یک واژه و ساخت چند جمله با یک واژه از جمله فعالیتهای آن معرفی شدهاند. اما برای آنکه کودک بتواند به یک نویسنده کوچک تبدیل شود، باید مسیر یادگیری را مرحلهبهمرحله طی کند:
واژه → جمله → جملههای مرتبط → بند → متن کوتاه → انشا
هدف این محتوا نیز توضیح همین مسیر و معرفی راهبردهایی برای پیمودن آن است.
چرا انشا و جملهنویسی اهمیت دارد؟
نوشتن یکی از ابزارهای مهم یادگیری و ارتباط است. کودک از طریق نوشتن نهتنها افکار خود را بیان میکند، بلکه میآموزد چگونه اطلاعات را سازمان دهد، ارتباط میان ایدهها را ببیند و افکار خود را برای مخاطب قابل فهم کند. آموزش مؤثر نوشتن در دوره ابتدایی نیز تنها به نوشتن انشا محدود نمیشود. راهنمای آموزشی What Works Clearinghouse برای آموزش نویسندگی در دوره ابتدایی بر اختصاص زمان منظم برای نوشتن، آموزش فرایند نوشتن و تقویت مهارتهایی مانند دستخط، املا و ساخت جمله تأکید میکند. بنابراین، اگر هدف ما تقویت انشا باشد، باید مهارتهای پایهای تشکیلدهنده آن را نیز تقویت کنیم.
انشا دقیقاً چیست؟
انشا را میتوان نوعی بیان سازمانیافته افکار و تجربهها در قالب نوشتار دانست. دانشآموز برای نوشتن یک انشای مناسب باید چند توانایی را به کار بگیرد:
- موضوع را بفهمد؛
- ایده تولید کند؛
- واژه مناسب پیدا کند؛
- جمله بسازد؛
- جملهها را به یکدیگر مرتبط کند؛
- ترتیب منطقی ایجاد کند؛
- از واژههای مناسب استفاده کند؛
- نشانهگذاری را رعایت کند؛
- و نوشته خود را بازبینی و اصلاح کند.
از این نظر، انشا نتیجه نهایی مجموعهای از مهارتهاست، نه یک مهارت منفرد.
چرا بعضی از کودکان در انشا مشکل دارند؟
وقتی از کودک میخواهیم: «درباره تابستان انشا بنویس.» ممکن است مدت زیادی به صفحه خالی نگاه کند. اما آیا این رفتار به معنای نداشتن فکر یا بیعلاقگی اوست؟ لزومی ندارد.
ممکن است کودک موضوع را بسیار گسترده ببیند و نداند از کجا شروع کند.
ممکن است تجربه کافی درباره موضوع نداشته باشد.
ممکن است واژگان لازم را در اختیار نداشته باشد.
ممکن است ایده داشته باشد اما نتواند آن را به جمله تبدیل کند.
یا شاید هنوز یاد نگرفته باشد که چگونه یک متن را سازمان دهد.
به همین دلیل، یکی از مهمترین اصول آموزش انشا این است:
صفحه سفید را برای کودک به یک مسئله قابل حل تبدیل کنیم.
پیشنیازهای انشا و جملهنویسی
قبل از آنکه از کودک انتظار نوشتن انشا داشته باشیم، بهتر است چند مهارت پایه را در او تقویت کنیم.
۱. گسترش واژگان
کودکی که واژگان محدودی دارد، برای بیان افکار خود نیز گزینههای کمتری خواهد داشت. بنابراین آموزش انشا از واژهها شروع میشود. برای مثال، اگر موضوع «باران» است، میتوان مجموعهای از واژهها را در اختیار کودک قرار داد:
- ابر
- باران
- چتر
- خیابان
- خیس
- قطره
- رعد
- برق
- رودخانه
- پاییز
- صدای باران
- هوای پاک
سپس از کودک بخواهیم با این واژهها جمله بسازد.
۲. درک معنی واژهها
دانستن شکل یک کلمه کافی نیست. کودک باید معنای آن را نیز بفهمد و بتواند آن را در جمله به کار ببرد. مثلاً واژه «شاد» را میتوان با پرسشهای مختلف تمرین کرد:
- شاد یعنی چه؟
- چه کسی میتواند شاد باشد؟
- چه چیزی تو را شاد میکند؟
- یک جمله با «شاد» بساز.
- یک کلمه مخالف «شاد» چیست؟
این نوع فعالیتها به ارتباط میان واژه، معنا و کاربرد کمک میکنند.
۳. ترکیب حروف و ساخت کلمه
یکی از فعالیتهای بنیادی، ساخت کلمه از حروف یا ترکیبهای دادهشده است. مثلاً: م + ا + د + ر یا: ب + ا + ر + ا + ن
سپس میتوان از کودک خواست با همان واژه جمله بسازد. در اطلاعات منتشرشده درباره کتاب نیز ساخت کلمه با حرف یا حروف دادهشده و ساخت کلمه جدید از جمله فعالیتهای آن معرفی شده است.
۴. جملهسازی
جملهسازی پل ارتباطی میان واژه و انشا است. اگر کودک هنوز نتواند با یک واژه جمله معنیدار بسازد، انتظار نوشتن یک بند منسجم برای او زود است. بنابراین آموزش را میتوان از جملههای ساده شروع کرد. مثلاً واژه: «پرنده» جمله: «پرنده روی درخت نشست.» سپس جمله را گسترش میدهیم: «پرنده کوچک روی درخت نشست.» و بعد: «پرنده کوچک صبح زود روی شاخه درخت نشست.» به این ترتیب کودک یاد میگیرد یک فکر ساده را مرحلهبهمرحله گسترش دهد.
۵. ساخت چند جمله با یک واژه
یکی از فعالیتهای معرفیشده برای این کتاب، ساخت دو جمله با یک واژه واحد است. برای مثال واژه «شیر»: «شیر در جنگل زندگی میکند.» «من یک لیوان شیر نوشیدم.» در این فعالیت، کودک متوجه میشود که یک واژه میتواند در موقعیتهای مختلف کاربردهای متفاوتی داشته باشد. از جمله ساده به جمله کامل گاهی کودک جملههایی مانند این مینویسد:
«من مدرسه.»
«مامان خانه.»
«علی توپ.»
در این شرایط بهتر است ابتدا مشخص کنیم کودک کدام جزء جمله را حذف کرده است. میتوان از الگوهای ساده استفاده کرد:
چه کسی + چه کاری انجام میدهد؟ مثلاً: علی + بازی میکند. سپس: چه کسی + چه کاری + کجا؟ علی در حیاط بازی میکند. و سپس: چه کسی + چه کاری + کجا + چه زمانی؟ علی صبح در حیاط مدرسه بازی میکند.
این روش به کودک نشان میدهد که جمله چگونه میتواند مرحلهبهمرحله گسترش یابد.
راهبرد مهم: جملهگسترانی
یکی از فعالیتهای ارزشمند برای تقویت بیان نوشتاری، گسترش جمله است. جمله پایه: «پرنده پرواز کرد.» سؤال: چه پرندهای؟ «پرنده کوچک پرواز کرد.» کجا؟ «پرنده کوچک در آسمان پرواز کرد.» چه زمانی؟ «پرنده کوچک صبح در آسمان پرواز کرد.» چگونه؟ «پرنده کوچک صبح با شادی در آسمان پرواز کرد.» در این فعالیت کودک یاد میگیرد چگونه اطلاعات بیشتری به یک جمله اضافه کند.
جملههای کوتاه را چگونه به یک متن تبدیل کنیم؟
فرض کنید کودک سه جمله نوشته است: «من به پارک رفتم.» «هوا خوب بود.» «دوستم را دیدم.»
این جملهها اطلاعات دارند، اما هنوز ارتباط میان آنها کاملاً روشن نیست. میتوانیم آنها را به شکل منسجمتری کنار هم قرار دهیم: «روز جمعه همراه مادرم به پارک رفتم. هوا بسیار خوب بود. در پارک دوست قدیمیام را دیدم و مدتی با او بازی کردم.» در این مرحله کودک یاد میگیرد که نوشتن فقط تولید جمله نیست؛ ارتباط دادن جملهها نیز اهمیت دارد.
مشکل «نمیدانم چه بنویسم»
این یکی از رایجترین مشکلات کودکان در آغاز انشا است. برای حل آن، بهتر است موضوع را به سؤالهای کوچکتر تبدیل کنیم. مثلاً موضوع: «یک روز بارانی» به جای اینکه فقط بگوییم «درباره روز بارانی بنویس»، سؤالهای زیر را مطرح کنیم:
- هوا چگونه بود؟
- آسمان چه شکلی بود؟
- چه صداهایی میشنیدی؟
- مردم چه کار میکردند؟
- تو چه احساسی داشتی؟
- با چه کسی بودی؟
- بعد از باران چه اتفاقی افتاد؟
پاسخ به این پرسشها میتواند مواد اولیه انشا را فراهم کند.
راهبرد «پرسشهای هدایتگر»
برای هر موضوع میتوان مجموعهای از سؤالهای راهنما ایجاد کرد. مثلاً برای موضوع «مدرسه من»:
- مدرسهات کجاست؟
- چه کسانی در مدرسه هستند؟
- چه چیزی را در مدرسه بیشتر دوست داری؟
- کلاس تو چه شکلی است؟
- دوستت چه کسی است؟
- در زنگ تفریح چه کار میکنید؟
- یک خاطره خوب از مدرسه چیست؟
اکنون از کودک بخواهید پاسخها را به جمله تبدیل کند و سپس جملهها را به یک متن پیوسته تبدیل کند.
تصویر؛ پلی میان فکر و نوشتن
تصاویر ابزار بسیار مناسبی برای آغاز نوشتن هستند. کودک ممکن است در برابر موضوع انتزاعی «دوستی» چیزی برای نوشتن پیدا نکند، اما وقتی تصویری از دو کودک که به یکدیگر کمک میکنند میبیند، ایدههای بیشتری در اختیار خواهد داشت. میتوان پرسید:
- چه کسانی را میبینی؟
- کجا هستند؟
- چه اتفاقی افتاده است؟
- قبل از این اتفاق چه اتفاقی افتاده بود؟
- بعد از آن چه خواهد شد؟
- هر یک از شخصیتها چه احساسی دارند؟
این پرسشها میتوانند زمینه تولید جمله و سپس داستان کوتاه را فراهم کنند.
فعالیت «سه تصویر، یک داستان»
سه تصویر در اختیار کودک قرار دهید. تصویر اول: شروع ماجرا تصویر دوم: اتفاق اصلی تصویر سوم: پایان
کودک باید برای هر تصویر چند جمله بنویسد و سپس آنها را به یک داستان کوتاه تبدیل کند. این فعالیت علاوه بر زبان، به سازماندهی زمانی و منطقی نیز کمک میکند.
داستان نیمهتمام
یکی از راههای جذاب برای تقویت نوشتن، ارائه داستانی است که پایان آن مشخص نیست. مثلاً: «صبح که سارا از خانه بیرون آمد، یک جعبه کوچک پشت در دید. روی جعبه هیچ نامی نوشته نشده بود. سارا در جعبه را باز کرد و ناگهان...» اکنون از کودک بخواهید ادامه داستان را بنویسد. مزیت این روش آن است که کودک با «صفحه سفید» کاملاً تنها نیست؛ بخشی از مسیر از قبل ساخته شده است.
انشا با کلمات اجباری
چند واژه در اختیار کودک قرار دهید:
- درخت
- باران
- دوست
- چتر
- کودک
و از او بخواهید متنی بنویسد که همه این واژهها در آن استفاده شده باشند. این فعالیت خلاقیت و انعطاف در استفاده از واژهها را افزایش میدهد.
موضوعهای بسته و موضوعهای باز
در آموزش انشا بهتر است همیشه موضوعهای بسیار محدود ارائه نشوند. مثلاً:
«درباره مداد خود بنویس.» فرصت خلاقیت کمتری دارد. اما موضوعی مانند: «اگر مدادم میتوانست حرف بزند، چه میگفت؟» فضای بیشتری برای تخیل ایجاد میکند. البته موضوعهای باز باید متناسب با سن، تجربه و توانایی زبانی کودک باشند.
نوشتن از تجربه واقعی
برای کودکان، تجربههای واقعی اغلب نقطه شروع مناسبی برای نوشتن هستند. مثلاً:
- اولین روز مدرسه
- یک سفر
- مهمانی خانوادگی
- یک بازی جذاب
- دیدن یک حیوان
- رفتن به پارک
- یک روز برفی
- کمک کردن به یک دوست
بعد از انتخاب موضوع، از کودک بخواهید ابتدا درباره آن صحبت کند و سپس همان تجربه را بنویسد. این روش میتواند فاصله میان زبان گفتاری و زبان نوشتاری را کاهش دهد.
چرا «خوب خواندن» با «خوب نوشتن» ارتباط دارد؟
خواندن، منبع مهمی برای یادگیری واژهها، ساختار جملهها و شیوه بیان ایدههاست.در معرفی کتاب نیز بر این نکته تأکید شده است که برای خوب نوشتن، خواندن و درک درست مطالب اهمیت دارد. کودکی که داستانها و متنهای مناسب میخواند، با:
- واژههای بیشتری
- ساختارهای جملهای متنوعتر
- شیوههای مختلف بیان
- و الگوهای سازماندهی متن
مواجه میشود. البته صرفاً خواندن کافی نیست؛ بهتر است کودک درباره آنچه خوانده گفتوگو کند، بخشهایی را بازگو کند و گاهی آن را به شکل نوشتاری بازسازی یا گسترش دهد.
از گفتن به نوشتن
یکی از راهبردهای بسیار مفید، استفاده از گفتار بهعنوان پل رسیدن به نوشتار است. از کودک بپرسید: «اگر بخواهی درباره این تصویر برای من تعریف کنی، چه میگویی؟» اجازه دهید ابتدا شفاهی توضیح دهد. سپس بگویید: «حالا یکی از جملههایی را که گفتی، بنویس.» در مرحله بعد: «دو جمله دیگر هم اضافه کن.» این روش میتواند برای کودکانی که ایده دارند اما در تبدیل ایده به نوشتار مشکل دارند بسیار مفید باشد.
مشکلات رایج در جملهنویسی
۱. جملههای بسیار کوتاه : مثال: «علی آمد. باران بود. خانه رفت.» در این شرایط، میتوان روی کامل کردن جمله و رابطه میان جملهها کار کرد.
۲. جملههای ناقص: مثال: «در حیاط مدرسه.» از کودک بپرسید: چه کسی؟ چه کاری؟ و جمله را کامل کنید: «دانشآموزان در حیاط مدرسه بازی میکنند.»
۳. تکرار بیش از حد یک واژه: مثلاً: «من به پارک رفتم. من دوستم را دیدم. من بازی کردم. من خوشحال شدم.» میتوان به کودک کمک کرد با تغییر ساختار جملهها، متن را متنوعتر کند.
۴. نبود ارتباط میان جملهها: گاهی کودک چند جمله صحیح مینویسد، اما این جملهها به یک موضوع مشترک مرتبط نیستند. در این شرایط مفهوم جمله مرتبط با موضوع باید آموزش داده شود.
۵. ناتوانی در آغاز متن: برخی کودکان بیشترین مشکل را در شروع دارند. در این حالت میتوان شروعهای نیمهآماده ارائه کرد: «صبح که از خواب بیدار شدم...» «وقتی به مدرسه رسیدم...» «هیچوقت آن روز را فراموش نمیکنم، چون...» «اگر یک روز میتوانستم پرواز کنم...» این جملات میتوانند نقطه شروع باشند.
آموزش بندنویسی
بعد از جملهنویسی، کودک باید یاد بگیرد که چند جمله مرتبط را در یک بند قرار دهد. مثلاً موضوع: درخت
جمله اول: «در حیاط مدرسه ما یک درخت بزرگ وجود دارد.» جمله دوم: «شاخههای آن در فصل بهار پر از برگهای سبز میشود.» جمله سوم: «گاهی در زنگ تفریح زیر سایه آن مینشینیم.» جمله چهارم: «من این درخت را خیلی دوست دارم.» همه این جملهها حول یک موضوع مشترک قرار دارند و میتوانند یک بند ساده بسازند.
ساختار ساده یک انشا
برای کودکان میتوان ساختار بسیار سادهای در نظر گرفت:
- آغاز
- موضوع را معرفی کن.
- میانه
- درباره موضوع توضیح بده و جزئیات اضافه کن.
- پایان
- احساس، نتیجه یا نظر خودت را بیان کن.
مثلاً در موضوع «یک روز بارانی»:
آغاز: «یکی از روزهای پاییزی، صبح که از خواب بیدار شدم، صدای باران را شنیدم.»
میانه: «هوا سرد بود و قطرههای باران روی شیشه پنجره میریخت. مادرم چترم را آماده کرد و با هم به مدرسه رفتیم.»
پایان: «من آن روز بارانی را دوست داشتم، چون هوای شهر تازه و دلپذیر شده بود.»
آموزش بازبینی نوشته
یکی از مهمترین مهارتها این است که کودک تصور نکند «نوشتن» با گذاشتن نقطه پایان تمام میشود. نویسنده باید نوشته خود را دوباره بخواند. میتوان چکلیست سادهای برای کودک طراحی کرد:
- آیا موضوع را رعایت کردهام؟
- آیا جملهها کامل هستند؟
- آیا جملهها به هم ارتباط دارند؟
- آیا واژهها را درست نوشتهام؟
- آیا نقطه و نشانههای لازم را گذاشتهام؟
- آیا چیزی نیاز به توضیح بیشتری دارد؟
- آیا میتوانم جملهای را بهتر بنویسم؟
آموزش این نوع خودارزیابی با رویکردهای مبتنی بر فرایند نوشتن همخوان است؛ در آموزش مبتنی بر شواهد، برنامهریزی، نوشتن، ارزیابی، بازبینی و ویرایش بهعنوان بخشهایی از فرایند نوشتن آموزش داده میشوند.
نوشتن یک فرایند است، نه یک محصول فوری
یکی از نکات مهم در آموزش نوشتن این است که کودک نباید انتظار داشته باشد اولین چیزی که روی کاغذ میآورد، نسخه نهایی و بینقص باشد. میتوان فرایند را چنین آموزش داد:
فکر کردن → ایدهپردازی → برنامهریزی → نوشتن پیشنویس → خواندن دوباره → اصلاح → نسخه نهایی
نوشتن فرایندی خطی و یکبارمصرف نیست و نویسنده ممکن است در طول کار برنامه خود را تغییر دهد و نوشته را بازبینی کند.
فعالیت «نردبان نوشتن»
برای کودک میتوان نوشتن را مانند بالا رفتن از یک نردبان معرفی کرد:
- پله اول: واژه
- پله دوم: جمله
- پله سوم: دو جمله مرتبط
- پله چهارم: یک بند
- پله پنجم: چند بند
- پله ششم: یک متن کامل
این تصویر به کودک نشان میدهد که قرار نیست از همان ابتدا «انشای کامل» بنویسد.
فعالیت «جمله را بزرگ کن» جمله پایه: «کودک بازی کرد.» مرحله اول: «کودک کوچک بازی کرد.» مرحله دوم: «کودک کوچک در حیاط بازی کرد.» مرحله سوم «کودک کوچک بعدازظهر در حیاط مدرسه بازی کرد.» مرحله چهارم: «کودک کوچک بعدازظهر در حیاط مدرسه با دوستانش بازی کرد.» در این تمرین کودک یاد میگیرد که چگونه جزئیات مناسب را به نوشته اضافه کند.
فعالیت «جملهها را به هم وصل کن» دو جمله: «باران میبارید.» «ما به پارک رفتیم.» از کودک بخواهید آنها را به شیوههای مختلف به یکدیگر مرتبط کند. مثلاً: «با اینکه باران میبارید، ما به پارک رفتیم.»
این تمرین در سطح مناسب میتواند به رشد جملههای پیچیدهتر و ارتباط میان ایدهها کمک کند.
فعالیت «یک واژه، چند جمله» واژه: «کتاب» جمله اول: «این کتاب داستان است.» جمله دوم: «من کتاب را از کتابخانه گرفتم.» جمله سوم: «خواندن کتاب به من چیزهای جدیدی یاد داد.» هدف این فعالیت فقط جملهسازی نیست؛ بلکه کودک میآموزد یک مفهوم را از زاویههای مختلف در زبان بیان کند.
فعالیت «پنج حواس» یک شیء یا تصویر انتخاب کنید. از کودک بخواهید درباره آن بنویسد:
- چه میبینی؟
- چه صدایی دارد؟
- چه بویی دارد؟
- چه حسی هنگام لمس آن داری؟
- چه مزهای دارد؟
- برای مثال، در موضوع «پرتقال»:
- نارنجی است.
- بوی خوبی دارد.
- پوست آن زبر است.
- مزه آن شیرین و ترش است.
با کنار هم قرار دادن این جملهها، یک بند توصیفی ساخته میشود.
فعالیت «کارآگاه واژهها»
یک موضوع انتخاب کنید و از کودک بخواهید پنج واژه مناسب برای آن پیدا کند. مثلاً موضوع «جنگل»:
- درخت
- پرنده
- رودخانه
- حیوان
- سبز
سپس از او بخواهید با همه این واژهها یک متن کوتاه بسازد. هدف این تمرین، گسترش دایره واژگان و استفاده هدفمند از واژههاست.
فعالیت «تغییر پایان داستان»
یک داستان کوتاه بخوانید و از کودک بخواهید پایان دیگری برای آن بنویسد. مثلاً: «خرگوش بالاخره به خانه رسید، اما وقتی در را باز کرد...» کودک باید ادامه داستان را خودش بسازد. این فعالیت تخیل، تولید ایده و سازماندهی داستان را درگیر میکند.
فعالیت «اگر من جای او بودم» یک داستان یا تصویر ارائه کنید. سپس بپرسید: «اگر تو جای این شخصیت بودی، چه کار میکردی؟» کودک ابتدا پاسخ را شفاهی میدهد و سپس آن را مینویسد. این فعالیت ارتباط میان تفکر، گفتار و نوشتار را تقویت میکند.
فعالیت «انشا بدون ترس از غلط»
در مرحله تولید اولیه، میتوان توجه کودک را بیش از حد به همه خطاهای املایی و دستوری معطوف نکرد و ابتدا بر تولید ایده و بیان معنا تمرکز داشت. بعد از اینکه کودک متن اولیه را تولید کرد، میتوان در مرحله بازبینی روی املا، نشانهگذاری، ساخت جمله و سایر ویرایشها کار کرد. این تفکیک به کودک کمک میکند نوشتن را فقط به معنای «ترس از اشتباه» تجربه نکند.
نقش والدین در تقویت انشا
والدین لازم نیست به جای کودک انشا بنویسند. مهمتر از نوشتن به جای او، کمک به فکر کردن و ایدهپردازی است. برای مثال، اگر کودک موضوع «تابستان من» را دارد، والد میتواند بپرسد:
- در تابستان کجا رفتی؟
- چه چیزی بیشتر دوست داشتی؟
- چه کسی همراهت بود؟
- چه اتفاق جالبی افتاد؟
- چه احساسی داشتی؟
سپس کودک ایدهها را خودش به جمله تبدیل کند. والد بهتر است به جای گفتن: «این را بنویس.» بپرسد: «خودت فکر میکنی بعد از این جمله چه اتفاقی افتاد؟» این تغییر کوچک، کودک را از دریافتکننده پاسخ به تولیدکننده پاسخ تبدیل میکند.
نقش معلم
معلم نقش مهمی در ایجاد فرهنگ نوشتن دارد. اگر دانشآموز احساس کند هر نوشتهای فقط برای دریافت نمره و پیدا کردن غلطهاست، ممکن است انگیزه او برای نوشتن کاهش پیدا کند. در مقابل، اگر کلاس فضایی برای ایدهپردازی، خواندن نوشتهها، گفتوگو درباره آنها و اصلاح مرحلهای فراهم کند، کودک نوشتن را بیشتر بهعنوان یک فرایند یادگیری تجربه میکند.
نقش درمانگر
در کار با کودکانی که مشکلات قابل توجه در نوشتن دارند، ابتدا باید مشخص شود دشواری در کدام سطح رخ میدهد.
- آیا مشکل در واژگان است؟
- آیا کودک در ساخت جمله مشکل دارد؟
- آیا بیان شفاهی نیز دشوار است؟
- آیا در سازماندهی ایدهها مشکل دارد؟
- آیا نمیتواند ترتیب رویدادها را حفظ کند؟
- آیا نوشتن از نظر حرکتی برای او دشوار است؟
- آیا مشکل عمدتاً در املا و نشانهگذاری است؟
- یا اینکه کودک ایده دارد اما در تبدیل آن به نوشتار مشکل دارد؟
ارزیابی نوشتن باید تا حد امکان به بررسی دقیق مهارت و نوع خطا منجر شود، نه صرفاً یک نمره کلی.
یک الگوی متنی ساده برای ارزیابی انشا
برای ارزیابی بدون استفاده از جدول میتوان این ترتیب را دنبال کرد:
مرحله اول: موضوع، موضوعی که کودک برای نوشتن دریافت کرده است مشخص شود. مثال: موضوع: «یک روز در پارک»
مرحله دوم: ایدهپردازی، ثبت شود که کودک پیش از نوشتن چه ایدههایی مطرح میکند. مثال: پارک، دوست، توپ، تاب، آبمیوه، بازی.
مرحله سوم: جملهسازی، بررسی شود کودک آیا میتواند ایدهها را به جملههای کامل تبدیل کند یا خیر.
مرحله چهارم: سازماندهی، بررسی شود آیا جملهها به یکدیگر مرتبطاند یا بهصورت پراکنده نوشته شدهاند.
مرحله پنجم: گسترش، بررسی شود آیا کودک جزئیات، توصیف، علت، نتیجه یا احساس خود را اضافه میکند.
مرحله ششم: انسجام، بررسی شود آیا متن یک موضوع مرکزی دارد یا از موضوع اصلی خارج میشود.
مرحله هفتم: ویرایش، بررسی شود آیا کودک میتواند نوشته خود را بخواند و خطاهای آن را اصلاح کند.
یک نمونه تحلیل
فرض کنید دانشآموز این متن را نوشته است: «من به پارک رفتم. دوستم آمد. توپ داشت. بازی کردیم. بعد خانه.» در این متن، کودک ایده و تجربه دارد؛ اما مشکل در گسترش جمله، کامل کردن جملهها و ایجاد ارتباط میان جملهها دیده میشود. در چنین شرایطی بهتر است به جای اینکه صرفاً بگوییم: «انشایت ضعیف است.» هدف آموزشی را مشخص کنیم:
- هدف اول: ساخت جمله کامل
- هدف دوم: اضافه کردن جزئیات
- هدف سوم: ایجاد ارتباط میان جملهها
- هدف چهارم: نوشتن یک پایان کامل
سپس تمرینها را متناسب با همین نیازها طراحی کنیم.
چگونه پیشرفت کودک را ارزیابی کنیم؟
پیشرفت را فقط با نمره انشا نسنجیم. نشانههای پیشرفت میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- کودک سریعتر ایده تولید میکند.
- واژگان بیشتری به کار میبرد.
- جملههای کاملتری مینویسد.
- جملهها ارتباط بیشتری با یکدیگر دارند.
- متن خود را بیشتر گسترش میدهد.
- توصیف و جزئیات بیشتری ارائه میکند.
- شروع و پایان مشخصتری دارد.
- توانایی بازبینی و اصلاح نوشته در او افزایش مییابد.
پژوهشهای مربوط به رشد نوشتن در دوره ابتدایی نیز بر اهمیت سنجش پیشرفت نوشتاری و استفاده از شاخصهای معتبر برای شناسایی دانشآموزان دارای دشواری تأکید دارند.
اشتباهات رایج بزرگسالان در آموزش انشا
۱. درخواست انشای طولانی پیش از آموزش جملهنویسی، اگر کودک هنوز جمله کامل نمیسازد، نوشتن چند صفحه متن انتظار مناسبی نیست.
۲. دادن موضوع بدون کمک به ایدهپردازی، موضوعی مانند «بهار را توصیف کن» برای یک نویسنده باتجربه قابل مدیریت است؛ اما برای کودک ممکن است بسیار گسترده باشد.
۳. تصحیح همه خطاها در مرحله اول، اگر کودک هنوز در حال تولید ایده است، اصلاح لحظهبهلحظه تمام جزئیات میتواند جریان نوشتن را مختل کند.
۴. نوشتن انشا به جای کودک، گاهی والد یا معلم به دلیل کمبود وقت، پاسخ را خودش تولید میکند. در این حالت نوشته خوب شده است، اما مهارت کودک رشد نکرده است.
۵. مقایسه نوشتهها، «ببین دوستت چقدر قشنگ نوشته است.» این مقایسه کمکی به رشد مهارت نوشتاری نمیکند. بهتر است نوشته امروز کودک با نوشته قبلی خودش مقایسه شود.
راهبرد طلایی آموزش انشا
به جای اینکه به کودک بگوییم: «انشا بنویس.» مسیر را مرحلهبهمرحله کنیم:
موضوع را ببین → درباره آن فکر کن → واژه جمع کن → جمله بساز → جملهها را مرتب کن → جزئیات اضافه کن → متن را بخوان → اصلاح کن
این مسیر، نوشتن را برای کودک قابل فهمتر و قابل مدیریتتر میکند.
برنامه ساده هفتگی برای تقویت جملهنویسی و انشا
روز اول: واژه، ۵ واژه جدید درباره یک موضوع انتخاب کنید. برای هر کدام معنی و کاربرد را بررسی کنید.
روز دوم: جمله، با هر واژه یک جمله بسازید.
روز سوم: جملهگسترانی، جملههای کوتاه را گسترش دهید.
روز چهارم: بند، سه یا چهار جمله مرتبط درباره یک موضوع بنویسید.
روز پنجم: متن کوتاه، از همان موضوع یک متن چند جملهای بسازید.
روز ششم: بازبینی، نوشته را بخوانید و اصلاح کنید.
روز هفتم: نوشتن آزاد، کودک موضوع مورد علاقه خودش را انتخاب کند و بنویسد.
تمرین کوتاه و منظم میتواند از تمرینهای پراکنده و سنگین مؤثرتر و قابل مدیریتتر باشد. راهنمای آموزشی IES نیز بر اختصاص زمان منظم و فرصت کافی برای تمرین نوشتن تأکید دارد.
پیام مهم برای دانشآموز
تو برای خوب نوشتن لازم نیست از همان ابتدا نویسندهای کامل باشی. میتوانی از یک واژه شروع کنی. بعد یک جمله بسازی. بعد دو جمله. بعد یک داستان کوتاه. و کمکم یاد بگیری افکارت را روی کاغذ به شکلی زیبا و منظم بیان کنی. هر نویسندهای یک روز از یک جمله ساده شروع کرده است.
پیام مهم برای والدین
اگر کودک نمیتواند انشا بنویسد، پیش از آنکه بگوییم: «فکر ندارد.» یا: «حوصله ندارد.» بپرسیم:
- آیا واژه کافی دارد؟
- آیا میتواند شفاهی درباره موضوع صحبت کند؟
- آیا میتواند یک جمله کامل بسازد؟
- آیا میداند چگونه ایدههایش را مرتب کند؟
- آیا از اشتباه کردن میترسد؟
- آیا برای شروع نوشتن به یک الگو نیاز دارد؟
گاهی پشت جمله «نمیدانم چه بنویسم»، مجموعهای از نیازهای آموزشی پنهان شده است.
پیام مهم برای معلم
کودکی که نمیتواند انشا بنویسد، لزوماً کودکی بدون ایده نیست. گاهی مشکل او این است که هنوز ابزار تبدیل ایده به نوشتار را نیاموخته است. معلم میتواند به جای ارائه یک موضوع و انتظار یک متن کامل، مسیر رسیدن به متن را آموزش دهد:
- واژه
- جمله
- توسعه جمله
- بند
- متن
- بازبینی
این نگاه، آموزش انشا را از یک تکلیف به یک فرایند آموزشی قابل آموزش و قابل تمرین تبدیل میکند.
پیام مهم برای درمانگران و دانشجویان
برای تحلیل مشکلات بیان نوشتاری، بهتر است به جای نگاه کلی به «ضعف انشا»، فرایند را به اجزای آن تقسیم کنیم:
واژگان → معنا → جملهسازی → سازماندهی → گسترش → انسجام → نوشتن → بازبینی سپس مشخص کنیم کودک دقیقاً در کدام مرحله نیاز به حمایت دارد. این رویکرد باعث میشود مداخله هدفمندتر شود و بتوان پیشرفت را نیز دقیقتر دنبال کرد.
انشا فرصتی برای رشد خلاقیت
انشا نباید فقط بازگویی پاسخهای از پیش تعیینشده باشد. موضوعهای تخیلی و واگرا میتوانند به کودک فرصت دهند که ایدههای خودش را تولید کند. برای مثال:
- اگر حیوانات میتوانستند حرف بزنند...
- اگر یک روز نامرئی میشدم...
- اگر مداد من جادویی بود...
- اگر میتوانستم به آینده سفر کنم...
این موضوعها میتوانند کودک را به فکر کردن، تولید ایده و بیان دیدگاه شخصی تشویق کنند.
جمعبندی نهایی
کتاب «فعالیتها و راهبردهای تقویت انشا و جملهنویسی» تألیف دکتر آزیتا محمودپور را میتوان در چارچوبی معرفی کرد که از مهارتهای پایه زبانی و واژگانی آغاز میشود و به ساخت جمله و تقویت بیان نوشتاری میرسد. در معرفی این اثر، فعالیتهایی مانند درک معنی واژهها، ساخت کلمه، ساخت جمله و ساخت چند جمله با یک واژه مطرح شده است. اما مسیر رشد نویسندگی کودک را میتوان گستردهتر دید:
- کودک ابتدا واژه را میشناسد؛
- سپس واژه را در جمله به کار میبرد؛
- جمله را گسترش میدهد؛
- چند جمله مرتبط مینویسد؛
- بند میسازد؛
- و در نهایت، یک متن منسجم تولید میکند.
بنابراین، اگر کودکی در نوشتن انشا مشکل دارد، نخستین پرسش نباید این باشد که: «چرا خوب انشا نمینویسد؟» بلکه بهتر است بپرسیم: «کدام مهارت پیشنیاز نوشتن هنوز به اندازه کافی در او شکل نگرفته است؟»
- ممکن است پاسخ، واژگان باشد.
- ممکن است جملهسازی باشد.
- ممکن است سازماندهی ایدهها باشد.
- ممکن است دشواری در تبدیل گفتار به نوشتار باشد.
و گاهی نیز لازم است عوامل دیگری مانند املا، دستخط، توجه یا فرایندهای شناختی بررسی شوند. پس آموزش مؤثر انشا از صفحه سفید و دستور «انشا بنویس» آغاز نمیشود. از گفتوگو، تجربه، واژه، تصویر، سؤال، جمله و ایده آغاز میشود. و شاید مهمترین پیام این کتاب را بتوان چنین بیان کرد: کودک را وادار نکنیم یکباره انشا بنویسد؛ مسیر نویسنده شدن را قدمبهقدم به او آموزش دهیم.
- - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
- - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
- - لطفا فارسی بنویسید.
- - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
- - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد